معدن ها، مرجع اطلاع رسانی و معاملات معدن با هدف شناسایی وارائه فرصتهای سرمایه گذاری ناب و تمرکز بر شفاف سازی فضای معاملاتی معادن کشور، نسبت به کشف و پیشنهاد پتانسیل های موجود پا به عرصه حضور نهاد.

اخبار و مقالات

با مقررات واصطلاحات بازرگاني آشنا شويد.
عدم آشنايي با مقررات و کلمات مخفف بازرگاني باعث مشکلات فراوان در انجام خريد و فروش اينترنتي مي شود. چون در گرفتن و فرستادن E-Mail معمولا از کلمات اختصاري استفاده ميشود. از جمله اين کلمات کلمات و اختصارات موجود در ايکنوترمز مي باشد.
اين اختصارات شامل شرايط پرداخت، و چگونگي حمل کالا مي باشد،‌
مثلا مخفف FOB که مخفف شده Free On Board مي باشد و در ادامه آن اسم بندر مبدا آورده مي شود مثل FOB Port Klang و به معني تحويل کالا بر روي کشتي مي باشد و هزينه حمل و نقل،‌ بيمه و ... از بندر مبدا تا بندر مقصد بر عهده خريدار مي باشد.
مخفف CFR که مخفف شده Cost and freight مي باشد و در ادامه آن اسم بندر مقصد آورده مي شود مثل: CFR Bandar Abbas و به معني تحويل کالا در بندر مقصد ميباشد و کليه هزينه هاي باربري و آسيب هاي احتمالي در هنگام حمل و نقل بر عهده فروشنده خواهد بود.
قيمت ها براي شرايط مختلف فرق مي کند مثلا هميشه قيمت FOB از قيمت CFR ارزان تر است چون قيمت CFR هزينه حمل و نقل را نيز در بر خواهد داشت.
1. EXW (EX works)تحويل در محل کار (محل تعيين شده)
EXW به معناي آن است که فروشنده هنگامي که کالا را در محل کار فروشنده يا محل ديگري که معين شده است (يعني کارگاه، کارخانه، انبار، غيره) بدون اين که کالا را براي صادرات ترخيص و بدون اين که روي وسيله نقليه بارگيري کند، در اختيار خريدار قرار دهد، تحويل را انجام داده است.

2. FCA (named palce)تحويل به حمل کننده (محل تعيين شده)
FCA بدين معني است که فروشنده کالا را پس از ترخيص براي صدور در محل معين به حمل کننده که توسط خريدار معرفي شده است تحويل مي‌دهد.

3. FAS (named port of shipment)تحويل در کنار کشتي (بندر تعيين شده)
تحويل در کنار کشتي بدين معني است که فروشنده موقعي که کالا را در کنار کشتي در بندر حمل تعيين شده قرار مي‌دهد تحويل را انجام مي‌دهد. اين بدان معني است که خريدار بايد کليه هزينه‌ها و مسئوليت هاي ناشي از فقدان يا خسارات وارد به کالا را از آن لحظه به عهده بگيرد . اصطلاح FAS فروشنده را ملزم به ترخيص کالا براي صدور مي‌نمايد.

4. FOB (named port of shipment)تحويل روي عرشه (بندر تعيين شده)
«تحويل روي عرشه » بدين معني است که فروشنده موقعي که کالا از نرده کشتي در بندر حمل تعيين شده عبور مي‌کند تحويل را انجام مي‌دهد. اين بدان معني است که خريدار بايد کليه هزينه‌ها و مسئوليت هاي ناشي از فقدان يا خسارات وارد به کالا را از آن نقطه متقبل شود . اصطلاح FOB ايجاب مي‌کند که فروشنده کالا را براي صدور ترخيص کند . اين اصطلاح را مي‌توان فقط در حمل دريايي يا آب راه داخلي به کار برد . اگر طرفين قصد نداشته باشند که کالا در نرده کشتي تحويل شود بايد از اصطلاح FCA استفاده کنند .

5. CFR (named port of destination) هزينه و کرايه حمل (بندر مقصد تعيين شده)
«هزينه و کرايه حمل » بدين معني است که فروشنده کالا را پس از عبور از نرده کشتي در بندر حمل تحويل مي‌دهد . فروشنده بايد هزينه‌ها و کرايه حمل لازم براي بردن کالا به بندر مقصد تعيين شده را بپردازد ولي مسئوليت فقدان يا خسارات وارد به کالا هم چنين هرگونه هزينه اضافي ناشي از حوادثي که بعد از زمان تحويل حادث شود از فروشنده به خريدار منتقل مي‌گردد . اصطلاح CFR فروشنده کالا را ملزم به ترخيص کالا براي صدور مي‌نمايد . اين اصطلاح را فقط مي‌توان در مورد حمل دريايي يا آب راه داخلي به کار برد.
اگر طرفين قصد ندارند کالا پس از عبور از نرده کشتي تحويل شود بايد از اصطلاح CPT استفاده کنند.

6. CIF (named port of destination)هزينه، بيمه و کرايه حمل (بندر مقصد تعيين شده)
«هزينه، بيمه، کرايه حمل » يعني فروشنده هنگامي که در بندر حمل کالا از نرده کشتي عبور مي‌کند تحويل را انجام مي‌دهد . فروشنده بايد هزينه‌ها و کرايه حمل لازم براي بردن کالابه بندر مقصد تعيين شده بپردازد. ولي مسئوليت فقدان يا خسارت به کالا هم چنين هرگونه هزينه‌هاي اضافي ناشي از حوادثي که بعد از زمان تحويل حادث شود از فروشنده به خريدار منتقل مي‌شود البته در CIF فروشنده بايد براي خريدار بيمه باربري دريايي در مقابل خطر فقدان يا خسارت فروشنده قرارداد بيمه را منعقد مي‌کند و حق بيمه را مي‌پردازد . خريدار بايد توجه کند که طبق اصطلاح CIF فروشنده فقط ملزم به تحصيل حداقل پوشش مي‌باشد اگر خريدار خواستار پوشش بيشتري باشد بايد صراحتاً چنين توافقي را با فروشنده به عمل آورد يا اين که به هزينه خود بيمه مازاد را فراهم کند . اصطلاح CIF فروشنده کالا را ملزم به ترخيص کالا براي صدور مي‌نمايد . اين اصطلاح را فقط مي‌توان در مورد حمل دريايي يا آب راه داخلي بکار برد .
اگر طرفين قصد ندارند کالا پس از عبور از نرده کشتي تحويل شود بايد از اصطلاح CIP استفاده کنند.

7. CPT (named place of destination)کرايه حمل پرداخت شده تا مقصد تعيين شده
«کرايه حمل پرداخت شده تا…» يعني فروشنده کالا را به حمل کننده منتخب خود تحويل دهد ولي فروشنده بايد هزينه حمل لازم براي بردن کالا را به مقصد تعيين شده بپردازد . بدين ترتيب خريدار بايد کليه مسئوليت‌ها هر هزينه ديگري بعد از اين که کالا تحويل حمل کننده شد متقبل شود . اصطلاح CPT فروشنده کالا را ملزم به ترخيص کالا براي صدور مي‌نمايد . اين اصطلاح بدون توجه به نوع حمل از جمله حمل مرکب قابل استفاده است.

8. CIP (named placeof destination)کرايه حمل وحق بيمه پرداخت شده تا مقصد تعيين شده
«کرايه حمل وحق بيمه پرداخت شده تا…» يعني فروشنده کالا رابه حمل کننده منتخب خود تحويل مي دهد ولي فروشنده بايد علاوه بر آن هزينه حمل لازم براي بردن کالا به مقصد تعيين شده رابپردازد . بنابراين خريدار بايد کليه مسئو ليت ها و هزينه هاي اضافي بعد ازتحويل کالا رابه ترتيب مذکور،منتقل شود البته درCIP فروشنده بايد براي خريدار در قبال خطرناشي از فقدان يا خسارت وارد به کالا حين حمل بيمه نامه تهيه نمايد . درنتيجه فروشنده قرارداد بيمه رامنعقد مي کند و حق بيمه آمن را مي پردازد . خريدار بايد توجه داشته باشد که طبق اصطلاح CIP فروشنده ملزم به تحصيل بيمه باحدقل پوشش مي باشد . اگر خريدار خواستار پوشش بيشتري باشد بايد صراحتاً چنين توافقي رابا فروشنده به عمل آورد يا اين که به هزينه خود بيمه مازاد را فراهم کند . اصطلاح CIP فروشنده کالا را ملزم به ترخيص کالابراي صدور مي نمايداين اصطلاح بدون توجه به نوع حمل ازجمله مرکب قابل استفاده است.

9. DAF (named plase)تحويل درمرز (محل تعيين شده)
تحويل درمرز يعني زماني وظيفه فروشنده به اتمام مي رسد که کالارا پس از ترخيص براي صدور روي وسيله نقليه بدون اين که تخليه شود در اختيار خريدار قرار دهد ولي بدون انجام ترخيص براي ورود به نقطه و محل تعيين شده در مرز البته قبل از مرز کشور صادره کننده به کار برد . بنابراين تعيين دقيق مرز مورد نظر با ذکر نقطه و محل آن دراين اصطلاح اهميت حياتي دارد . اين اصطلاح رامي توان بدون توجه به نوع حمل موقعي که قرار است کالا در مرز زميني تحويل شود به کاربرد . اگر تحويل دربندر مقصد روي عرشه کشتي يا در لنگرگاه انجام مي شود بايد از اصطلاحات DESياDEQ استفاده کرد.

10. DES (named port of destination)تحويل از کشتي (بندر مقصد تعيين شده)
تحويل از کشتي يعني اين که فروشنده کالا راقبل از ترخيص براي ورود درروي کشتي دربندرمقصد تعيين شده دراختيار خريدار قرار دهد فروشنده بايد کليه هزينه هاو مسئوليت هاي مربوط به آوردن کالا به بندر مقصد قبل از تخليه رامتقبل شود اگر طرفين قصد داشته باشند که فروشنده هزينه ها و مسئوليت تخليه کالا اربه عهده بگيرد بايد از اصطلاح DEQاستفاده کنند . اين اصطلاح فقط موقعي که کالا از طريق دريا يا آب راه داخلي يا حمل مرکب روي کشتي دربندر مقصد تحويل مي شود بايد به کار برده شود.

11. DEQ (named port of destination) تحويل در اسکله (بندر مقصد تعيين شده)
تحويل در اسکله يعني اين که فروشنده کالا را قبل از ترخيص براي ورود دراسکله (بارانداز)دربندر مقصدتعيين شده دراختيار خريدار قرار دهد فروشنده بايد هزينه ها و مسئوليت مربوط به آوردن کالا به بندر مقصد تعيين شده و تخليه راملزم مي سازد کالا رابراي ورود و ترخيص آماده نموده و کليه تشريفات گمرکي راانجام دهد و عوارض ماليات ها و ساير مخارج مربرط به ورود رابپردازد . اين اصطلاح فقط درصورتي که کالا از طريق دريا يا آبراه داخلي يا حمل مرکب ارسال واز کشتي روي اسکله (بارانداز) در بندر مقصد تخليه مي شود کاربرد دارد.

12. DDU (named plave of destination)تحويل بدون پرداخت عوارض گمرکي (مقصد تعيين شده)
«تحويل بدون پرداخت عوارض و حقوق گمرکي» يعني فروشنده کالا را بدون ترخيص براي واردات و بدون تخليه از وسيله نقليه در مقصد تعيين شده تحويل دهد . فروشنده بايد کليه هزينه‌ها و مسئوليت بردن کالا به مقصد مذکور را بپذيرد . به جز، هرگونه «عوارضي» (اين واژه شامل وظيفه و مسئوليت انجام تشريفات گمرکي و پرداخت هزينه تشريفات، عوارض گمرکي، ماليات و ساير مخارج) که مربوط به واردات کشور مقصد باشد (حسب مورد) چنين «عوارضي» و همچنين هرگونه هزينه و مسئوليتي که ناشي از قصور خريدار در ترخيص به موقع کالا براي واردات باشد، به عهده خريدار مي باشد.

13. DDP (named place of destination) تحويل با پرداخت عوارض گمرکي (مقصد تعيين شده)
«تحويل با پرداخت عوارض و حقوق گمرکي» يعني فروشنده کالا را پس از ترخيص براي واردات و بدون تخليه از وسيله حمل در مقصد تعيين شده تحويل دهد . فروشنده بايد کليه هزينه‌ها و مسئوليت هاي مربوط به بردن کالا به آن مقصد را تقبل کند از جمله حسب مورد هر گونه «عوارض»(اين واژه شامل وظيفه و مسئوليت انجام تشريفات گمرکي و پرداخت هزينه تشريفات، عوارض گمرکي، ماليات و ساير مخارج مي شود) که مربوط به واردات به کشور مقصد مي‌باشد.
اين اصطلاح را در صورتي که فروشنده به طور مستقيم يا غير مستقيم قادر به تحصيل پروانه واردات نيست، نبايد به کار برد.
در متن اصلي اينکو ترمز در مورد هر يک از اصطلاحات، همه مسئوليتها و هزينه هاي خريدار و فروشنده بصورت تفکيک شده ذکر گرديده. همچنين اسناد و مدارک مورد نياز جهت هر يک از اصطلاحات قيد شده است